محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
56
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
« بگو آيا چشم نابيناى جاهل و ديده بيناى عارف يكسان نيست يا ظلمات شرك و بتپرستى يا نور معرفت و خداپرستى مساوى است ؟ » « 1 » ابن ابى الحديد مىگويد : « امام عليه السّلام در ظاهر به معاويه اشاره مىكند ؛ ولى مقصود نهفته وى خليفههاى پيشين است و تعبير هيچكس در سابقه همتاى وى نيست ، گوياى آن است . از اين روى امام عليه السّلام عبارت خود را عام و فراگير بيان كرده است . » « 2 » امام عليه السّلام در اينباره در يكى از خطبههايش مىفرمايد : « از آنگاه كه مرا با خليفه نخست برابر شمرديد كار من به جايى رسيده است كه با اين جماعت مقايسه شوم ! » « 3 » و اين مشكل در هر وضعيت فسادانگيزى رخ مىدهد . ( الّا أن يدّعى مدّع ما لا أعرفه ) مگر آن كسى از روى دروغ ادعا كند كه سابقهاى همانند امام عليه السّلام در تقوا و جهاد داشته است . ( و لا أظنّ اللّه يعرفه ) گمان مىكنم كه حتى خدا از وجود وى بىخبر باشد ؛ به اين معنا كه آن شخص وجود خارجى ندارد . ابن ابى الحديد در اينباره مىافزايد : در فقره اخير كه از « گمان نداشتن » ياد شده ، منظور علم و اطمينان به نبودن چنين كسى است . اين ندانستن ، علم به نبودن است ؛ به اين معنا كه خداوند از نبودن آن شخص خبر دارد . « 4 »
--> ( 1 ) . هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ رعد / 13 : 16 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 14 / 50 . ( 3 ) . خطبه شقشقيه 3 . ( 4 ) . شرح نهج البلاغه : 14 / 50 .